یک فرشته
یک فرشته سکوت کرد
یک قطره اشک ، از آسمان فرو چکید ...
مردی سیگار به دست، روی ایوان خاطره، نفس می کشید.
عشقی از دل تاریخ ِ مرد،
بیرون پرید:
- تو فرشته نبودی!
- تو پری نبودی!
- و فقط انسانی که تهی بودنم را در برگرفت...
قطره اشک ، سیگار را خاموش کرد.
مرد گفت:
باران گرفت.
عمید
۱۲ دی ماه ۱۳۸۶