+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:50  توسط عمید
|
آخر، فریاد زدم بلند ... در سکوت هم رازی نبود!
هر شعر یه تجربه ی بی نظیرِِِِِِِِِ ، از زندگی . اینجا تو کوچه های شهر دوست دارم هر ماه یه شعر با هم بخونیم و در تجربه های بی نظیر هم شریک بشیم... شعرهای خودمم هست... خوشحال میشم شعرهای شما رو هم بخونم...
و در آخر این جمله از چخوف: از من پرسیده ای زندگی چیست. مثل اینکه بپرسی هویج چیست؟ خب هویج،هویج است و همین است که هست.