خرافه
کوچه پس کوچه های تنم، پر از شکوه خرافه است!
شکوه دین...
و ترس ...
باید گوشه ای برای فریاد کشیدن باشم.
آن لحظه که مرا بی سبب می زدند،
بی سبب می زدند.
حقیقتی هست، می دانم
اما باید فرار کرد...
عمید
۲۶ بهمن ۱۳۸۶