آزگار
چقدرِ آزگار باید بگذرد تا ازآن ِ تو نباشم
و این نظم چندش آوری که می گفتی:
در دل این جهان نهفته است.
من از این دیوار های منظم بیزارم.
بهانه ام برای زندگی، غربت یک سیگاراست،
و معتادم
معتاد ِ لحظه های عشق.
چقدرِ آزگار باید بگذرد تا مال ِ تو نباشم.
20 اسفند 1386