مست
دست خدا،
در جهنم من پیدا نیست.
پدری مست،
به دخترش ناسزا گفت، - پست.
روح ِ زنش را می خورد.
گریه های حل شده در نفس هایش...
دختر شکسته است.
جهنم همین جاست.
راه حلی نمی یابم...
: تو را که می توانم بکشم!
دست خدا!!
کجایی پس؟!
دختری در جهنم،
مادری در آتش،
پدری مست.
عمید
۱۲ فروردین ۱۳۸۷
تقدیم به زنی در جهنم